مهدی فخیم زاده فردا (۱۰ تیرماه) از آی سی یو به بخش عمومی بیمارستان منتقل خواهد شد.

وی اچ ام موزیک-  خسرو امیرصادقی در گفت‌وگو با ایسنا درباره اوضاع جسمانی مهدی فخیم‌زاده گفت: حال این هنرمند رو به بهبود است و جای نگرانی نیست. ان شاالله فردا (۱۰ تیرماه) به بخش عمومی بیمارستان منتقل خواهند شد و از ممنوع‌الملاقاتی خارج می‌شوند.

او که از دوستان و همکاران این هنرمند است تا کید کرد: مهدی فخیم‌زاده هوشیاری‌اش را به طور کامل به دست آورده و توانایی برقراری ارتباط با دیگران را به راحتی دارد و فقط برای احتیاط تیم پزشکی امروز هم او را ممنوع‌الملاقات کرده است و از فردا (۱۰ تیرماه) به بخش منتقل خواهند شد. از دوستان و همکارانی که لطف کردند، برای عیادت آمدند اما نتوانستند او را ببیند، شخصا عذرخواهی می‌کنم، ان شاءالله از فردا (۱۰ تیرماه) امکان عیادت از ایشان فراهم خواهد بود.

به گزارش ایسنا، مهدی فخیم‌زاده که اخیرا در شمال کشور مشغول فیلمبرداری آخرین سکانس‌های فیلم سینمایی جدیدش با نام «مشت آخر» بود، هنگامی که سوار موتورسیکلت بود دچار یک تصادف شدید با موتورسیکلت دیگری شد که با وجود نداشتن شکستگی، به دلیل ضربه وارد شده به سر در بیمارستان طالقانی چالوس بستری و سپس به تهران منتقل شد.

سطح هوشیاری وی در ابتدا خوب بود ولی از ظهر هفتم تیر ماه، میزان هوشیاری پایین آمد که پزشک معالج وی ابراز امیدواری کرده است با درمانی که انجام می شود در روزهای آتی روند بهبودی حاصل شود و از دیروز (۸ تیرماه) وضع جسمی‌اش رو به بهبود بوده و هوشیاری‌اش را به دست آورد و توانسته با نزدیکان و پزشک معالجش صحبت کند.

فخیم زاده در طول سال ها فعالیت هنری ساخت فیلم هایی همچون «همسر»، «همسفر»، «مسافران مهتاب»، «تاواریش» و «خواستگاری» را در کارنامه کاری خود دارد و در فیلم ها و سریال هایی مانند «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران»، «تنهاترین سردار»، «ولایت عشق»، «خواب و بیدار»، «مختارنامه» و «دندون طلا» هم بازی کرده است.

اپلیکیشن وی اچ ام موزیک

اپلیکیشن وی اچ ام موزیک

این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید • آپ موزیک به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود آهنگ دوباره دل هوای با تو بودن کرده

موزیک قدیمی و ماندگار و خاطره انگیر آرش دلفان بنام دوباره دل با متن و کیفیت اصلی

Exclusive Song: Arash Delfan Dobare Del With Text And Direct Links In UpMusic

arash delfan دانلود آهنگ دوباره دل هوای با تو بودن کرده

قسمتی از متن آهنگ دوباره دل با صدای آرش دلفان:

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

دوباره دل هوای با تو بودن کرده نگو این دل دوریه عشقتو باور کرده

UpMusicTag دانلود آهنگ دوباره دل هوای با تو بودن کرده

دل من خسته از این دست به دعاها بردن

دانلود آهنگ دوباره دل

موزیک احساسی آرش دلفان یکی از آهنگ های غمگین تاپ می‌باشد…

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

دانلود آهنگ دوباره دل هوای با تو بودن کرده

به گزارش وی اچ ام موزیک،تلویزیون در طول بیش از دو دهه، با تولید سریال‌های موسوم به «ویژه ماه رمضان» تلاش کرده تا مخاطبان خود را همچنان حفظ کند. کیفیت این سریال‌ها در طول حدوداً ۲۵ سال و بررسی نقاط ضعف و قوت شان، موضوعی است که مجال وسیعی می‌طلبد تا به آن پرداخته شود. اما یک نکته در برخی سریال‌های ویژه ماه رمضان دیده می‌شود که جای تأمل بیشتری دارد و آن، عبارت از حضور بازیگرانی است که کارنامه بلند بالایی در حوزه سینما و تلویزیون دارند. چرا این بازیگران به حضور در چنین سریال‌هایی روی می‌آورند؟ آیا بحث مالی نسبت به دیگر پروژه‌های تلویزیونی و حتی سینمایی می‌چربد؟ آیا ترس از کنار گذاشته شدن از سوی تولید‌کنندگان مطرح است؟

امین تارخ ازجمله این بازیگران است که کارنامه درخشانی در تلویزیون و سینما دارد. وجود اسامی مهمی مثل بهرام بیضایی، کیهان رهگذار، مسعود کیمیایی، علی حاتمی، داریوش مهرجویی و پوران درخشنده در جای جای کارنامه این بازیگر پیشکسوت، بهترین گواه بر درخشانی عقبه کاری اوست. درهرحال امین تارخ در ماه رمضان امسال با سریال «رهایم نکن» ساخته محمد مهدی عسگرپور نزدیک به ۳۰ شب بعد از افطار میهمان خانه‌های مردم بود.

اما چرا امین تارخ حضور در هیچ سریال ویژه ماه رمضان – مخصوصاً در یک دهه اخیر- را رد نمی‌کند؟ در گفت‌و‌گوی حاضر با بازیگر بوعلی سینا و شیخ حسن جوری رخ به رخ نشسته‌ایم تا پاسخ این پرسش‌ها را از زبان خود اوبشنویم.

اجازه دهید با سؤالی گفت‌و‌گویمان را آغاز کنیم که می‌دانم این روز‌ها مدام از شما پرسیده می‌شود: با وجودی که بخش قابل توجهی از کارنامه هنری شما با تلویزیون پیوند یافته، چرا طی دهه اخیر بیشتر در سریال‌های مناسبتی ماه رمضان دیده می‌شوید؟ آیا این حضور پررنگ در سریال‌های مناسبتی ریشه در تفکر خاصی دارد؟

همه این‌ها واقعاً اتفاقی بوده؛ من کارم را با تلویزیون از دوران قبل از انقلاب، با سریال «شهر من شیراز» شروع کردم. درهمان سال‌های قبل از انقلاب، در۳تله تئاتر بازی کردم. بعد از انقلاب هم در سریال‌هایی بازی کردم که هنوز مردم با بیشتر آنها خاطره دارند؛ مثل سربداران، بوعلی سینا، محکمه عدالت، آپارتمان، معصومیت از دست رفته و چند سریال دیگر که الآن در خاطرم نیست؛ علاوه بر این‌ها، در۳۵فیلم سینمایی هم بازی کرده ام. خب همه این‌ها که ویژه ماه رمضان ساخته نشده بودند. من فقط در۴سریال اغما، جراحت، گاهی به پشت سر نگاه کن و اخیراً رهایم نکن بازی کرده‌ام. چه خوب که این سریال‌ها در ماه رمضان پخش شده‌اند. به این علت که اولاً تلویزیون در پخش سریال‌های موسوم به ماه رمضان برای نشان دادن مفاهیم پیچیده ریسک بیشتری می‌کند و حتی بعضاً خط قرمز‌هایی را رد می‌کند. ثانیاً بودجه بهتری به این سریال‌ها اختصاص می‌دهد. ثالثاً به نظر من فیلمنامه‌های خوبی هم به این منظور در تلویزیون اجازه ساخت می‌گیرند. بنا براین من که معیارم سه عنصر فیلمنامه، نقش و کارگردان است، به این نگاه نمی‌کنم سریالی که این عناصر را دارد و من بازی در آن را پذیرفته‌ام، در ماه رمضان پخش می‌شود یا ماه محرم یا هر مناسبت دیگر. ضمن اینکه در طول سال‌هایی که سریال‌های ویژه ماه رمضان پخش شده، چهار سریال که من بازی کرده‌ام در این ایام به روی آنتن رفته است.

تصادفی و اتفاقی بودن پخش این سریال‌ها یک موضوع است و انتخاب نقشی که شما بازی می‌کنید، موضوعی دیگر، که عملاً در محتوا با مناسبتی مثل ماه رمضان گره خورده است. یعنی پرسوناژی که انتخاب می‌کنید یا با یک فضای معنوی مواجه است یا درهرحال درگیر موضوعی ماورایی است مثل اغما و در نهایت، مثل همین سریال رهایم نکن، که به یک دگرگونی می‌رسد. این موارد در ذهن مخاطب تصوری ایجاد می‌کند که انگار امین تارخ با ماه رمضان پیوندی ناگسستنی برقرار کرده و قرارداد بسته است. خود شما تا چه میزان با این برداشت و تصور موافق هستید؟

این تصور در مورد پیوند من با زمینه‌های معنوی، تنها به این چهار سریال محدود نمی‌شود؛ در فیلم‌های سینمایی همچنین فضا و زمینه‌ای داشته‌ام؛ فیلم‌هایی مثل مادر، دلشدگان و جست‌و‌جوگر فضایی عارفانه و عاشقانه دارند؛ به تعبیری، فضای این فیلم‌ها معناگراست. این معناگرایی در فیلم‌های دیگری که بازی کرده‌ام دیده می‌شود؛ مثل پرنده کوچک خوشبختی یا پاییزان که به موضوع خانواده پرداخته است. خلاصه هر کدام از فیلم‌های سینمایی که بازی کرده ام، به شکلی با این معناگرایی پیوند داشته‌اند. قطعاً یک تمایل پنهان وجود دارد که بازی در چنین فیلم‌هایی را قبول می‌کنم. فکر می‌کنم سینما، تلویزیون و به طورکل هنر نمایش، صرفاً برای سرگرم کردن و ایجاد دلمشغولی تماشاگر خلق نشده است. قطعاً یکی از رسالت‌های رسانه‌ای مثل تلویزیون، اخلاق‌گرایی و معنویت محوری است. مثلاً در همین سریال «رهایم نکن» مفاهیم معنوی داستان را پیش می‌برد و از این حکایت می‌کند که حرام خواری تا چه اندازه لطمه زننده است و نسل‌ها را از بین می‌برد. به علت حرام خواری بزرگ خانواده، فرزند یکی از اعضای خانواده معتاد می‌شود، آن یکی دزدی می‌کند، دیگری اقدام به خودکشی می‌کند، یکی دیگر به‌علت ریزش یک سقف فلج می‌شود و… تمام این اتفاقات، به‌دنبال یک حرام خواری رخ می‌دهند؛ تا آنجا که نسل بعدی تقاص چنین گناه بزرگی را پس می‌دهد. من معتقدم در شرایط امروز ما، این نوع مضامین یک ذره می‌توانند تلنگری به حرام خوارانی که اندکی وجدان دارند، بزنند؛ یا می‌توانند به مردم این آگاهی را بدهند که حرام خواری فقط به یک شخص لطمه وارد نمی‌کند، بلکه جامعه‌ای را از بین می‌برد. خانواده این سریال، در واقع جامعه‌ای را نمایندگی می‌کند. در سریال «اغما» هم توجه مخاطب به خودخواهی و شیطان جلب می‌شود؛ شیطان درون ماست و از رگ گردن به ما نزدیکتر است. این ما هستیم که باید با غلبه بر نفس، بر شیطان پیروز شویم. در سریال «جراحت» هم تقابل دو نسل گذشته و امروز بر اساس باور‌های مذهبی به تصویر کشیده می‌شود. اساساً میل شخصی من، حضور و بازی در سریال‌هایی است که مفاهیم پایدار را نشان می‌دهند؛ مفاهیمی که همیشه با انسان – مادامی که انسان در جهان آفرینش باقی است-، وجود دارد. تا زمانی که انسان هست، حرام خواری، غرور، جاه طلبی، خودخواهی و نظایر این مفاهیم پایدار است. بنا بر این سریال‌ها و فیلم‌هایی که راجع به این صفات پایدار ساخته شوند، آثار ماندگاری خواهند بود.

شما بازیگر کلاسیک هستید و خاستگاه اصلی‌تان تئاتر است. فکر نمی‌کنید با انتخاب چنین فضاهایی، در کارتان ریسک می‌کنید و آیا به این فکر نمی‌کنید مخاطبی که شما را در طول بیش از ۴ دهه شناخته، انتظار دارد در پرسوناژ‌های دیگر شما را ببیند؟

ممکن است، اما خود من اعتقاد دارم در تقدیرم چنین رقم خورده که این نوع کار‌ها به من پیشنهاد شود. ورود به فضای فیلم‌هایی مثل کمدی‌های سبک و دم‌دستی با من جور در نمی‌آید؛ منظورم از این حرف، خدای نکرده تخطئه یا تخریب دوستانی نیست که در عرصه کمدی فعالیت می‌کنند. اتفاقاً معتقدم عرصه‌های کمیک هم می‌توانند در کنار سرگرم کردن مخاطب، حکایت از معنویات و صفات نیکی مثل اخلاق‌مداری بکنند. واقعاً نمی‌ارزد به‌خاطر ایجاد تبسم بر لب مخاطب، دست به‌هرکاری بزنیم که در این صورت هم هنر را خدشه دار می‌کنیم و هم هنرمند را. ضمن اینکه برخی بازیگران در بعضی از نقش‌ها از سوی تماشاگر پذیرفته نمی‌شوند یا از نظر خودشان تجربه جالبی کسب نمی‌کنند. اگر مثلاً من دو قبضه هفت تیر به کمرم ببندم و در یک فیلم جنگی بازی کنم یا در فیلم دیگری نقش رئیس باند مافیایی را ایفا بکنم، به باور تماشاگر نمی‌نشیند. قبول دارم که بازیگر باید بتواند هر نقش را بازی کند، ولی گاهی این اصل برای هر بازیگر به‌عنوان قانونی نوشته شده اجرا نمی‌شود. هر بازیگر بر اساس شخصیت، ایده آل‌ها و خواسته‌هایی که مورد عنایتش هست نقش را انتخاب می‌کند؛ یعنی برای خودش ژانر تعیین می‌کند یا تقدیر به او کمک می‌کند که ژانر خودش را انتخاب کند. منظورم از اشاره به تقدیر، چند مثال از کار‌های خودم است؛ مثلاً قرار نبود سریال‌های «جراحت» و «گاهی به پشت سر نگاه کن» در ایام ماه رمضان پخش شوند یا همین «رهایم نکن» به طور قطع قرار نبود در ماه رمضان پخش شود؛ چون ۳۷ قسمت بود، حال آنکه سریال‌های ماه رمضان عموماً ۳۰قسمتی هستند. وقتی هم قرار شد این سریال در ماه رمضان پخش شود، از تعداد قسمت‌ها کم کردند و به مدت زمان هر قسمت اضافه کردند.

امین تارخ:نمی‌ارزد به‌خاطر ایجاد تبسم بر لب مخاطب،دست به‌هرکاری بزنیم

البته شما تجربه کار طنز کلاسیک داشتید؛ فیلم‌هایی مثل مجسمه و آرزو‌های بزرگ.

یکی از آرزوهای حرفه‌ای من، بازی در یک فیلم سینمایی یا سریال طنز است. خیلی از کارگردان‌ها و حتی استادان من معتقدند تایمینگ کمیکی که می‌توانم داشته باشم، در سطح بالایی است. همین آقای عسگرپور که «رهایم نکن» و «جراحت» را باهم کار کرده ایم، معتقد است به قدری طنز در شخصیت من در درجه بالایی است که می‌توانم شخصیتی کمیک را در قالب هنر‌های نمایشی، فیلم سینمایی و سریال تلویزیونی ارائه دهم. ولی باور کنید تا به حال این اتفاق نیفتاده، اگر چنین پیشنهادی به من شود، یقین بدانید قبول خواهم کرد؛ چون می‌دانم اگر توفیق صد درصدی نداشته باشم، حتماً توفیق ۸۰ درصدی خواهم داشت.

باز گردیم به سؤال قبل. طی یک و نیم‌دهه اخیر، نقش‌های نزدیک به هم با بازی شما را زیاد دیده ایم؛ از حاج رضای سفر سبز بگیر تا حاج رسول رهایم نکن. فکر نمی‌کنید این نقش‌های نزدیک به هم کارنامه شما را تحت‌الشعاع خود قرار دهند؟

متأسفانه این کلیشه‌سازی در ذات سریال‌ها و حتی سینمای ما هست. اما این نکته مهم است که هیچ شخصیتی نعل به نعل شبیه شخصیت دیگر نیست. ممکن است گرایش به معنویت یا معناگرایی به طورمشترک در این سریال‌ها تعقیب شود، اما آیا شخصیت حاج رسول با دکتر پژوهان تشابه دارد؟ آیا حاج رسول شبیه حاج رضا در سفر سبز است؟ هر کدام از این کاراکتر‌ها دارای خصوصیات متفاوتی هستند؛ تأکید می‌کنم که شاید از نظر فضای معناگرایانه شبیه به هم باشند، اما وقتی حاج رسول را مثلاً کنار دکتر پژوهان می‌گذاری، می‌بینی دنیایی کاملاً متفاوت از هم دارند. پژوهان یک مرد تحصیلکرده و جراح مغز و اعصاب معروف به پنجه طلایی است، حال آنکه حاج رسول کسی است که خیلی هم روی حاجی بودنش تأکید نمی‌شود؛ شیک می‌پوشد، اگر لازم باشد می‌دود، عاشق می‌شود، به‌دنبال کشف اشکالات خودش است که در نهایت هم به آن می‌رسد. بخصوص آنجا که می‌گوید: «من اشکالم تو گاراژ نبود، اشکالم این بود که بزرگی رو نشناسوندم به اطرافیانم. اون‌ها بزرگ رو دیدند، اما بزرگی رو ندیدند. اون‌ها بزرگ رو شناختند، اما بزرگی رو نشناختند.» این‌ها تحولاتی هستند که در شخصیت حاج رسول رخ می‌دهند، اما شاهد چنین تحولاتی در شخصیت حاج رضا نیستیم. با یک نگاه دقیق می‌بینیم چقدر این شخصیت‌ها متفاوت از هم هستند. فرض کنید ۲ میلیون حاجی در کشور داریم؛ آیا واقعاً از نظر شخصیتی این دو میلیون حاجی شبیه هم هستند؟ قطعاً نه! تنها نقطه مشترک این‌ها در مکه رفتن‌شان است.

ولی قبول کنید همین شخصیت‌های به قول شما متفاوت، وقتی در مناسبت‌هایی مثل ماه رمضان یا ماه محرم نشان داده می‌شوند، به نوعی با فضای آن مناسبت همذات پنداری می‌کنند.

بله قبول دارم که قرار گرفتن پخش این سریال‌ها در ماه رمضان، این برداشت‌ها را به‌دنبال دارد که امین تارخ با سریال‌های ماه رمضان قرارداد بسته است.

جالب آنکه با شما سر همین موضوع در شبکه‌های مجازی خیلی هم شوخی کردند.

چقدر خوب که این برداشت‌ها با زبان طنز بیان شد. مثلاً نوشته بودند: «مراقب خودت باش مرد! چند دفعه می‌خوای تو ماه رمضون فریب شیطونو بخوری؟!» اما کمی عجله کردند؛ چون معلوم شد حاج رسول فریب نخورده و متحول شده و علیه خودش قیام کرده است.

فکر می‌کنید سریال‌هایی که شما بازی کردید و در ماه رمضان و ماه محرم پخش شده، تا چه اندازه در حافظه جمعی مردم باقی مانده است؛ همین سریال «رهایم نکن» تا چند ماه می‌تواند در خاطر مردم باقی بماند؟

الآن شاید ۱۳-۱۲ سال از پخش سفر سبز می‌گذرد. هنوز وقتی مردم مرا می‌بینند، از نقش‌هایی که بازی کرده‌ام می‌گویند؛ مثلاً اخیراً یکی از شهروندان مرا دید و کلی اظهار محبت کرد و گفت چقدر از شخصیت حاج رسول خوشش آمده یا چقدر در «جراحت» صحنه‌ای که تو سیلی خوردی و سیلی زدی لذتبخش بود! اما هنوز آن صحنه که حاج رضا در سفر سبز بالای پشت بام می‌رود و با خدا یقه‌گیری می‌کند، در یادشان مانده است. می‌توانم قسم بخورم که این جمله را صد‌ها بار از زبان مردم شنیده ام. این حکایت از خاطره‌‌سازی می‌کند. این را هم در نظر بگیرید در ماه رمضان سریال‌های تلویزیون مخاطب بیشتری دارند.

فکر نمی‌کنید این استقبال‌ها به‌خاطر شخصیت خود امین تارخ باشد؟

اگر من این را بگویم، حمل بر خودستایی است، اگر شما چنین می‌گویید، حرفتان را تأیید می‌کنم.

منظور من تأیید یا تکذیب نیست. اصرار من در طرح این سؤالات، توجه به این نکته مهم است که امین تارخ بازیگری کلاسیک است و نباید از یک اصل مهم در بازیگری که همانا ایفای نقش در شخصیت‌های مختلف است، عدول کند.

به نظر شما شخصیتی که من در «مادر» بازی کرده‌ام واقعاً با حاج رسول متفاوت نیست؟

چرا! اما صحبت من بیشتر مربوط به یک دهه اخیر است؛ حتی اگر حاج رضای سفر سبز را هم کنار بگذاریم باز هم می‌توان این سؤال را طرح کرد که چرا امین تارخ بر این یک دهه و موضوع مناسبتی بودن سریال‌ها اصرار می‌کند؟ مناسبتی بودن سریال‌ها آفت زا هستند. ما یک دهه است که آقای تارخ را در فضا‌های مشابه می‌بینیم؛ حال آنکه از امین تارخ شخصیت‌های محکم و تاریخی مثل بوعلی سینا یا شیخ حسن جوری را دیده‌ایم.

آقا فیلمنامه نیست. چه بکنیم؟ حتی کارگردان‌های بزرگ ما فیلمنامه‌هایی به من پیشنهاد کرده‌اند که از آن خوشم نیامده یا فیلمنامه سفارشی بوده و قبولش نکرده ام. درسینما تجاری‌سازی و سفارشی‌سازی نسبت به تلویزیون بیشتر جریان دارد. از آنجا که تلویزیون به‌دنبال جذب مخاطب بیشتری است، سوژه‌هایی را انتخاب می‌کند که مردم در پذیرش آن سوژه‌ها باهم وجه اشتراک دارند. اما وقتی به من یک فیلم کاملاً سیاسی یا کاملاً تجاری پیشنهاد می‌شود، واقعاً نمی‌توانم قبول کنم. ضمناً شما سن را هم در نظر بگیرید. به نظر می‌رسد سینمای امروز ما بیشتر متعلق به نسل جوان است. موضوعاتی مثل عشق و خیانت در میان جوانان رواج بیشتری دارد یا طنز پردازانی که امروز کار می‌کنند، مقبولیت بیشتری بین جوانان دارند که به نظر می‌رسد در هیچ کدام این قالب‌ها من جایی ندارم. مثل این است که بازیگر مسنی نقش عاشق پیشه‌ای را ایفا کند؛ معلوم است که برای مخاطب جوان این نقش باورپذیر نیست؛ چون عاشق پیشگی معمولاً متعلق به نسل جوان است. خلاصه، فیلمنامه‌ای نیست که ارزش‌های لازم به لحاظ نقش، فیلمنامه و کارگردان داشته باشد، سفارشی و تجاری نباشد، سیاسی نباشد، طنز سبک نباشد و به من پیشنهاد شود. اگر چنین فیلمنامه‌ای باشد و به من پیشنهاد شود، معلوم است که استقبال می‌کنم. من قسم می‌خورم، به تمام مقدسات عالم قسم می‌خورم که در این ۶-۵ سال، حدود ۵۰ کار را رد کرده ام. وقتی یک بازیگر در طول ۵ سال ۵۰ کار را رد می‌کند، بالاخره مجبور می‌شود یکی را قبول کند چرا؟ اولاً بازیگری از یادش نرود. ثانیاً نمی‌شود منتظر معجزه ماند. من هر سه سال یک بار کار می‌کنم. صادقانه می‌گویم که حتی مردم گله می‌کنند. خدا را شاهد می‌گیرم وقتی سوار تاکسی می‌شوم راننده می‌پرسد چرا دیگر بازی نمی‌کنی؟ رستوران می‌روم همین سؤال را می‌شنوم. بعضی هم کمی جسارت به خرج می‌دهند و می‌پرسند: آقا حذف تان کردند؟ آقا به شما نقش پیشنهاد نمی‌دهند؟ گاهی آدم به غیرتش برمی‌خورد. به همین علت وقتی می‌بینم فیلمنامه خوب است، نقش و کارگردان هم خوب است؛ اگر هم وجه تشابهی با نقش‌های گذشته دارد، نقش را می‌پذیرم و سعی می‌کنم آن را متفاوت ارائه دهم؛ پس کار را قبول می‌کنم.

حتی اگر سفارشی باشد؟

نه! مطلقاً من کار سفارشی قبول نکرده‌ام و نمی‌کنم.

یعنی سریال «رهایم نکن» را هم سفارشی نمی‌دانید؟

نه، اصلاً! مسائلی در این سریال مطرح شده که مسأله روز مردم است. در شرایطی زندگی می‌کنیم که ۳ هزار میلیارد، ۸ هزار میلیارد، ۱۲ هزار میلیارد، ۲۰ هزار میلیارد دزدی می‌شود. دکل نفتی گم می‌شود، کسی به خاطر ۲ میلیارد و ۸۰۰ میلیون یورو به زندان می‌افتد که معروف به «ب.ز» می‌شود. در چنین شرایطی که مردم به دروغ عادت می‌کنند، شخصیتی به اسم حاج رسول پیدا می‌شود که در جوانیش خطای بزرگی مرتکب شده و امروز متحول شده است. سریال «رهایم نکن» قصه این آدم است که تبعات گناه بزرگش را نشان می‌دهد. اگر این سریال حرام خواری را توجیه می‌کرد، قطعاً سفارشی بود؛ ولی داستان سریال، حرام خواری و تبعاتش را مطرح می‌کند؛ پس سفارشی نیست.

یکی از مهم‌ترین دلایلی که مخاطبانی مثل من را وا می‌دارد کمی نقدآلود دهه اخیر فعالیت‌های بازیگریتان را بررسی کنند، وجود اسامی بزرگی مثل بهرام بیضایی، کیهان رهگذار، محمدعلی نجفی، مسعود کیمیایی، داریوش مهرجویی و پوران درخشنده در کارنامه شماست. قبول کنید که حضور شما در آثار این بزرگان به‌عنوان بازیگر نقش‌های مهم، توقع ما را بالا برده است.

ببینید در خارج از ایران و جایی مثل هالیوود، به محض اینکه می‌بینند یک بازیگر خاطره ساز پا به سن گذاشت، او را دور نمی‌اندازند، برایش نقشی می‌نویسند که بتواند آن نقش را بازی کند، نقشی که به سنش هم می‌خورد. مثلاً «درباره اشمیت» را برای جک نیکلسون می‌سازند تا نقش بازنشسته‌ای را ایفا کند که احساس تنهایی می‌کند. برای رابرت دنیرو نقش یک بازنشسته‌ای را می‌نویسند که به خاطر از دست دادن همسرش و پراکنده بودن ۴فرزندش تنها شده و تصمیم می‌گیرد به دیدن هر ۴ فرزندش برود و در این دیدار‌ها با مشکلات زندگی فرزندانش مواجه می‌شود. فیلمنامه هم در مسیر خودش قصه‌ای را روایت می‌کند، هم نقد اجتماعی می‌کند، هم مناسبت خانوادگی غلط را زیر سؤال می‌برد. اما در ایران به محض اینکه شما پا به سن می‌گذاری، حتی حاضر نمی‌شوند با دستمال کاغذی برت دارند؛ رسماً دورت می‌اندازند. حالا می‌دانید چرا آنها همچنان به بازیگران خاطره سازشان اهمیت می‌دهند؟ آنها احساس می‌کنند هنوز رابرت دنیرو، جک نیکلسون، آلپاچینو و… توان بازیگری دارند. پس می‌توانند سند بیشتری در تاریخ سینمایشان ثبت کنند. می‌خواهند اگر پول‌سازی می‌کنند، همچنان با رابرت دنیرو پول‌سازی کنند؛ چون هنوز هست و می‌تواند همچنان خاطره‌‌سازی کند. اما اینجا فکر می‌کنند چون بازیگر پیر شد، دیگر به درد نمی‌خورد. این یک اعتقاد راسخ من است که بازیگر تازه از ۴۰ سالگی به بعد بازیگر می‌شود. چون تجربه زندگیش بیشتر می‌شود، تجربه حرفه ایش بالا می‌رود، مشاهدات زندگیش وسعت می‌یابد، عزیزان زیادی را در زندگیش از دست می‌دهد، تصادفات زیادی می‌بیند یا برای خودش رخ می‌دهد، بیماری‌های مختلفی می‌گیرد و از سر رد می‌کند، پسرش را زن می‌دهد، دخترش را شوهر می‌دهد، انواع و اقسام تجربه‌هایی که در ۲۵-۲۰ سالگی نصیب کسی نمی‌شود را به دست می‌آورد؛ پس پخته می‌شود و این پختگی را می‌تواند در بازیگریش نشان دهد. آه و حسرت برای ما این است که به محض پا به سن گذاشتن، سینما حذفمان می‌کند؛ حال آنکه زمان بهره‌ برداری از یک بازیگر، از این سنین به بعد است.

این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید • آپ موزیک به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود آهنگ دلقک محمد اصفهانی

یکی از به یاد ماندترین آهنگ های محمد اصفهانی ترانه‌ی دلقک می‌باشد ، با بهترین کیفیت دانلود کنید

به زمین خوردن دلقک ، یا در آوردن شکلک

یکی از قطعات آلبوم نون و دلقک

Exclusive Song: Mohammad Esfahani – Dalghak With Text And Direct Links In UpMusics

esfahani دانلود آهنگ دلقک محمد اصفهانی

قسمتی از متن آهنگ دقلک با صدای اصفهانی

به زمین خوردن دلقک♩♬♫
یا در آوردن شکلک♩♬♫
واسه اینه که تو بخندی♩♬♫
مثل رسم شاه و تلخک♩♬♫
کفش های لنگه به لنگه♩♬♫
میپوشه که هی بلنگه♩♬♫
پا راستش میره جفت پا♩♬♫
تا پا چپش بلنگه♩♬♫
واسه نونه واسه نونه♩♬♫
تا به کارش تو بخندی♩♬♫
که اگه اینو بدونی♩♬♫
تو به دلقک نمی خندی ( تکرار ) ♩♬♫

UpMusicTag دانلود آهنگ دلقک محمد اصفهانی
کفشای لنگه به لنگه♩♬♫
می پوشه که هی بلنگه ♩♬♫
می دونه که هر چی سنگه همه پیش پای لنگه ( تکرار )♩♬♫
پشت این چهره خندون♩♬♫
اون همیشه غصه داره♩♬♫
این همه شکلک و بازی♩♬♫
واسه نونه در میاره ( تکرار )♩♬♫

محمد اصفهانی دلقک

دانلود آهنگ دلقک محمد اصفهانی

شرکت اپل اعلام کرده است که در اواخر تابستان سال جاری، از نسخه جدید اپلیکیشن “نقشه” خود رونمایی خواهد کرد.

وی اچ ام موزیک- به گزارش ایسنا و به نقل از بیزینس‌اینسایدر، شرکت اپل اعلام کرده که از سال ۲۰۱۵، در حال بازسازی اپلیکیشن “اپل‌مپس”(Apple Maps) است و نسخه آینده آن، در اواخر تابستان امسال برای بررسی در سانفرانسیسکو ارائه خواهد شد.

همه داده‌های این نقشه، مانند محل جاده‌ها، مکان‌های تجاری و علائم راهنمایی و رانندگی، توسط اپل ارائه خواهند شد و این به معنای عدم وابستگی به شرکت‌های “TomTom” و “OpenStreetMap” است که پیش از این، بیشتر داده‌های این اپلیکیشن را ارائه می‌کردند.

اپل از سال ۲۰۱۵، داده‌های بسیاری را با ون‌های اپل‌مپس جمع‌آوری کرده است. این نخستین باری است که داده‌های گردآوری شده در این اپلیکیشن مورد استفاده قرار می‌گیرند. همچنین، اپل در نظر دارد از داده‌های جمع‌آوری شده از تلفن همراه افراد برای بهبود نقشه‌ها استفاده کند.

داده‌های شرکت اپل، نسبت به داده‌های پیشین، جزئیات بیشتری را شامل می‌شوند. این داده‌ها، مکان‌هایی مانند زمین‌های چمن، استخرها، پارکینگ‌ها و پیاده‌روها را مشخص می‌کنند. طرح کلی این اپلیکیشن مانند نسخه قبل است اما نقشه‌ها، جزئیات بیشتر و کارآمدتری را نشان می‌دهند.

اپل‌مپس، نخستین بار در سال ۲۰۱۲ منتشر شد و به سرعت مورد انتقادات شدید قرار گرفت. در پی این اتفاق، “تیم کوک”(Tim Cook)، مدیر عامل اجرایی شرکت اپل، مجبور به عذرخواهی عمومی شد. در هر حال، اپل، از سال ۲۰۱۴، نسبت به اصلاح نقشه‌های این اپلیکیشن اقدام کرد و در سال ۲۰۱۵ گزارش شد که این شرکت در نظر دارد تا سال ۲۰۱۸، پایگاه داده خود را بسازد.

” ادی کیو”(Eddy Cue)، نایب رییس ارشد بخش خدمات و نرم‌افزار اینترنت در شرکت اپل گفت: ما این تصمیم را اعلام نکرده بودیم و سعی داشتیم آن را مانند یک راز حفظ کنیم. اکنون از ارائه این اپلیکیشن خوشحال هستیم و سعی داریم آن را به سرتاسر آمریکا عرضه کنیم.

اپلیکیشن وی اچ ام موزیک

اپلیکیشن وی اچ ام موزیک

به گزارش وی اچ ام موزیک،«دلم مي‌خواد»به
كارگرداني«بهمن فرمان‌آرا»فيلمي خوش‌ساخت و در عين حال دغدغه‌مند با بازي تحسين‌برانگيز«رضاكيانيان» اين روزها در سينماهاي ايران نمايش داده مي‌شود. با اينكه چهار سال از
ساخته شدن اين فيلم مي‌گذرد اما كماكان با فضاي كنوني جامعه ما همخواني دارد.
كارگردان «شازده احتجاب» و «بوي كافور عطر ياس» در اين فيلم با زبان ساده اما به
صورت فانتزي با مخاطب خود صحبت مي‌كند. تمام حرف فيلم «دلم‌ مي‌خواد» اين است:«شاد باش و از لحظه‌هاي زندگي خود استفاده كن».

به بهانه اكران فيلم «دلم مي‌خواد» با
بهمن فرمان‌آرا گفت‌وگويي انجام داديم كه از نظر مي‌گذرانيد:

امروز كه به دفتر شما مي‌آمدم عينا يكي
از سكانس‌هاي فيلم در خيابان حافظ برايم تكرار شد. نبش خيابان شخصي تلفني با كسي
دعواي شديد مي‌كرد و در خيابان مجاور دو نفر با هم گلاويز شده بودند و با صداي
بلند سر هم داد مي‌كشيدند «سكانسي كه بهرام فرزانه -رضا كيانيان- پشت چراغ قرمز
داخل ماشين نشسته و سرنشين‌هاي ماشين كنارش دعوا مي‌كنند»، سواي از اين سكانس؛ به
اين فكر مي‌كردم فيلم «دلم مي‌خواد» بعد از گذشت چهار سال كه از ساخته شدنش مي‌گذرد
دچار مشمول زمان نشده و كاملا به روز است.

در تمام طول فيلم حرف من همين است كه
گرفتاري‌هاي ما ادامه دارد. وقتي فيلم را مي‌ساختم به اولين چيزي كه فكر مي‌كردم
اين بود كه حق مردم از خوشي خورده شده است؛ علت ديوانه شدن بهرام فرزانه هم همين
است كه آرزويش برآورده نمي‌شود. مضمون اصلي اين فيلم همين است كه هيچ جاي دين و
مذهب ما نگفته كه نبايد شاد باشيم. به راحتي سعي مي‌كنند در خوشي مردم دخالت كنند.
آن وقت گاهي در مناسبت‌هايي به بهانه پاسداشت ارزش‌هاي مذهبي صداي بلندگو تا صبح
باز است و هيچ سوالي راجع به آن نمي‌شود. موقعي كه من اين فيلم را مي‌ساختم حس مي‌كردم
كه قانون اساسي را قبول دارم و قصد براندازي نظام را هم نداريم بنابراين حق داريم
خوش باشيم.

اين گرفتاري‌هايي كه مي‌گوييد به دولت
خاصي مربوط مي‌شود؟

خير. در ممالكي مثل ما زمان خاصي
ندارد. امروز هشتادوپنج درصد مردم گرفتاري معاش دارند. حقوقي كه مي‌گيرند كفاف
زندگي‌شان را نمي‌دهد. اين روزها جواناني كه مجردي زندگي مي‌كردند به خانه پدر و
مادرشان برگشتند؛ اين حقوق‌ها هزينه برج آنها را نمي‌دهد «خرج كه جاي خود دارد».
آنكه سه بچه دارد ديگر حسابش جداست؛ خوشحالي مقطعي هم كه براي ما به وجود مي‌آيد
در آن دخالت مي‌كنند مثلا اگر عروسي يا مهماني برگزار مي‌كنيم بعضي‌ها به خودشان
اجازه مي‌دهند براي ‌ما مزاحمت ايجاد كنند. ‌اي كاش آنها به كليدي‌ترين نكته توجه
كنند كه ممكن است بتوانند چند صباحي عيش‌مان را منغص كنند اما آرزو؛ آرزو را نمي‌توانند
از ما بگيرند.

در واقع تم اصلي فيلم «دلم مي‌خواد»
همين موضوع است.

بله اينكه ما حق داريم خوش باشيم.

براي دريافت پروانه ساخت هم مشكل
داشتيد؟

مسوولان صدور پروانه ساخت، فيلمنامه را
دوست داشتند اما با اسم فيلم موافق نبودند. اسم فيلم «دلم مي‌خواد برقصم» بود آنها
گفتند كلمه رقص را دربياور، من هم گفتم اگر رقص را در بياورم شخصيت اصلي هر كاري
ممكن است دلش بخواهد. چهار سال نگذاشتند اين فيلم اكران شود. ما فيلمسازان از هفت
خان رستم مي‌گذريم تا فيلم بسازيم و باز بعد از ساخته شدن تا اكران عمومي، خودش
هفتصد خان است. به دلايل مختلف؛ گروهاي مختلف سد راه اكران فيلمت مي‌شود. اين
چهارمين عيد فطر است كه قرار بود فيلمم بعد از چهار سال اكران شود و الان هم نمايش
فيلم با جام جهاني همزمان شده.

اتفاقا فيلم شما به نسبت ديگر فيلم‌هاي
روي پرده خيلي خوب مي‌فروشد.

خب اين مردم هستند كه به هم مي‌گويند
برو فيلم را ببين. دقت كنيد اين نوع تبليغات را با هيچ پولي نمي‌توانيد بخريد؛
تبليغات دهان به دهان صورت مي‌گيرد. فيلم را مي‌بينند و دوست دارند و خودشان به هم
معرفي مي‌كنند.

اولين تيزر فيلم هم در جذب مخاطب تاثير
بسزايي داشت. تيزر ناخودآگاه اين اشتياق را در مخاطب به وجود مي‌آورد كه به تماشاي
فيلم برود. كنار هم قرار دادن رقص‌هاي فيلم‌هاي مختلف، در نوع خودش منحصر به فرد
بود.

(مي‌خندد) مجبور بودم. چون فيلم‌هاي
مرا هيچ‌وقت تلويزيون نشان نمي‌دهد.

اما فيلم «يه بوس كوچولو» ازتلويزيون
پخش شد.

بله با حذفيات فراوان پخش كردند. آن هم
چون تهيه‌كننده فيلم مرتبط با سيستم بوده. به همين جهت وقتي ديديم تلويزيون آگهي
ما را پخش نمي‌كند ما فكر كرديم ببينيم دراين شرايط چه كنيم كه به احساسات مردم
وصل باشد. سعي كرديم كمي گسترده‌تر به بحث تيزر نگاه داشته باشيم. اما مهم‌ترين
نكته اين است كه مردم خودشان مبلغ فيلم هستند اين شانسي است كه با هيچ قيمتي نمي‌تواني
بخري.

شانس ديگري كه نصيب فيلم شما شد اينكه
فيلم بعد از چهار سال با حال و هواي امروز جامعه كاملا همخواني دارد.

شانسي است كه گاهي اتفاق مي‌افتد و من
دخالتي ندارم. موقعي كه ترامپ رييس‌جمهور شد و دستور به ممنوع‌الورودي ايراني‌ها
را داد فيلم «فروشنده» اصغر فرهادي كه فيلم خوبي است و روي پرده بود اما همين فضا
وفرمان ترامپ كمك كردتا در اسكار جايزه بگيرد. وگرنه آقاي فرهادي نه دخالتي در
انتخاب ترامپ داشته و نه در كسب جايزه خود. فضايي است كه به وجود آمده؛ ما به
مرحله انفجار رسيده بوديم كه فوتبال و برنده شدن تيم ملي ما، انرژي مضاعفي در ميان
مردم پخش كرد.

با وجود اينكه دلم مي‌خواد موضوع تلخ و
جدي دارد اما لحظات مفرحي براي مخاطب ايجاد مي‌كند.

بله نهايتا با حال خوب از سينما بيرون
مي‌آييد و همين باعث مي‌شود به بغل دستي خود ديدن فيلم را توصيه ‌كنيد.

بارها در مصاحبه‌هاي شما خواندم كه
حامي جوان‌ها هستيد؛ چرا شخصيت اصلي «دلم مي‌خواد» را جوان انتخاب نكرديد؟ شايد
اگر نقش را براي جوان مي‌نوشتيد تاثير‌گذاري‌اش بيشتر مي‌شد.

اول اينكه خوشي مربوط به سن خاص نيست؛
دوم وقتي نويسنده هستيد و جهان‌بيني داريد گسترده‌تر از ارضاي شخصي خودت نگاه مي‌كنيد.
بهرام فرزانه به جهان و دور و بر گسترده‌تر نگاه مي‌كند. اگر يك جوان اين كار را
مي‌كرد مي‌گفتند ببريدش سربازي او دنيا نديده است. اما درباره كسي كه سن و سالي از
او گذشته اين را نمي‌گويند. حالا سعي مي‌كنم فيلم عاشقانه جوان پسند كه جوان‌ها به
خاطر هم خودكشي مي‌كنند هم بسازم (با خنده).

از ابتدا همين موسيقي خالطوري مدنظر
شما بود يا آن هم با جرح و تعديل و مميزي مواجه شد؟

اين موسيقي از ابتدا در نظر مان بود
ريتمش به گونه‌اي باشد كه مخاطب را به رقص تشويق كند. صحبت‌هايي كه با كارن
همايونفر داشتيم به همين موسيقي فكر مي‌كرديم

از موسيقي خاصي الهام نگرفتيد؟ چون اين
آهنگ به گوش آشناست.

قديمي‌ها به اين موسيقي مي‌گفتند
مطربي. در مهماني‌هاي قديم مي‌زدند؛ ويولن، ضرب و تار. اما مال ما يك مقدار ريتمش
مهيج‌تر است.

در فيلم «دلم مي‌خواد» همچون ديگر فيلم‌هاي‌تان
دغدغه خود را مطرح مي‌كنيد اما اين‌بار بيان‌تان ساده‌تر است.

فيلمسازي براي من فرصت مكالمه با مردم
است. اما محتاطانه قدم هايم را بر مي‌دارم، اينكه چه مي‌خواهم بسازم؛ براي چه مي‌خواهم
بسازم. خصوصا اين روزها كه بحث سرمايه‌گذار هم مطرح است. بايد در يك مدت كوتاه
فيلم مقبولي بسازي، گروه را پيدا كنيد؛ بعد از فيلمبرداري همه سر كار ديگري رفتند
اما شما به عنوان كارگردان بايد به دنبال فيلمتان باشي تا تحويل دهيد تا اكران
شود. منتهي اينكه فقط براي درآمد و امرار معاش فيلم بسازم من نيستم؛ يكسري فيلم‌ها
همچون بناي معماري شده مي‌مانند اما يكسري هم همچون ساختمان‌هاي بسازوبفروش قوطي
كبريت‌هايي كه اطراف تهران ريخته شده.

اگر كسي سن و سال شما را نداند شايد
نتواند با ديدن فيلم شما حدس بزند كه در دهه هشتم زندگي‌تان به سر مي‌بريد.

ما همه آدم‌هاي متفاوتي هستيم، سوابق
مختلف داريم، اينكه كجا بزرگ شديم و كجا زندگي كرديم كاملا با هم متفاوت است. من
دوست جوان زياد دارم چون دوستان خودم الان يك خط درميان يا مراسم ختم‌شان را
برگزار مي‌كنيم يا در كما هستند. اما جوان‌ها شروع زندگي آنهاست. تماس با جوان‌ها
باعث شده كه من به روز باشم نمي‌گويم اين يك راهي است كه من فقط مي‌بينم. خير. اما
سيگار مطلقا نمي‌كشم، هشتم فروردين پنجاهمين سالگرد ازدواج با خانمم را جشن گرفتم،
سه بچه دارم و عاشق نوه‌هايم هستم. زندگي من سواي كار خودم بسيار نرمال است. ما شب
زنده داري نمي‌كنيم.

شب‌ها چه ساعتي مي‌خوابيد؟

ساعت يازده و نيم مي‌خوابم. خانمم به
خاطر بيماري قلبي ساعت ٩ مي‌خوابد و صبح ساعت شش بيدار مي‌شوم. ما متعلق به نسلي
هستيم كه صبح زود بيدار مي‌شوند. اين روزها جوان‌ها تا لنگ ظهر مي‌خوابند. به آنها
مي‌گويم چگونه مي‌شود كه سي و پنج سالت باشد اما سحر را در زندگي‌تان نديده باشيد.
موقع صبح آفتاب هزار رنگ مي‌شود تا در آسمان طلوع كند. احمد كيارستمي هفت صبح
امروز به من زنگ زد مي‌دانست كه بيدارم چون عباس كيارستمي هم صبح زود بيدار مي‌شد
و سحرخيز بود. به همين جهت مجموعه اين مسائل و نوع زندگي كه مي‌كنيم تاثير زيادي
دارد.

اما سواي از اين به نظر مي‌رسد اين
روزها به مرحله‌اي رسيديم كه فقط حرفه فيلمسازي براي فيلمسازان مهم است نه انديشه
و تفكري كه در آن نهفته.

همين طور است. براي بعضي‌ها فيلم ساختن
و عمل فيلمسازي خيلي مهم است و صراحتا بگويم اين يك سقوط است؛ به اين معني كه تو
به نقشه فكر نمي‌كني فقط رنگ‌ها را كنار هم مي‌ريزي كه صرفا نقاشي كشيده باشي.
همين است كه در كارنامه من تعداد زيادي فيلم نيست. چون براي من اين مساله مهم است.
الان دقيقا چهار، پنج ماه است كه داستان كوتاه و كتاب مي‌خوانم چون احساس مي‌كنم
چيز تازه‌اي به نظرم نمي‌آيد مي‌خواهم سراغ نويسنده‌اي بروم او قصه بگويد و من
خودم را در قصه او پيدا كنم. بايد كتاب بخوانم.

فيلمنامه‌هاي شما در مقطعي بر اساس
اقتباس نويسندگان ايراني نوشته شده.

اتفاقا فيلم بعدي من قطعا بر اساس
اقتباس است. اينكه به اين آگاهي برسيم كه وقتي حرفي براي گفتن نداريم از رمان
نويسنده ديگر استفاده كنيم خيلي به ما كمك مي‌كند فيلم‌مان منسجم باشد. من فيلم
براي مخاطب ايراني مي‌سازم. اگر منتقد معروف روزنامه گاردين از من تعريف كند
ناراحت نمي‌شوم اما معتقدم آنها خامه روي كيك هستند و مردم ايران خود كيك هستند،
مشكلات فرانسوي‌ها مشكلات من نيست. چيزي كه من تعريف مي‌كنم شايد براي آنها
خوشايند نباشد، چون مشكلات ما را نمي‌دانند.

جناب فرمان‌آرا همكاري‌هاي زيادي با
كمپاني‌هاي بزرگ خارجي داشتيد چرا اين ارتباطات ادامه پيدا نكرد؟

بعد از ساخت فيلم «سايه‌هاي بلند باد»
كه توقيف شد با اينكه پروانه الف گرفته بود من به خارج رفتم؛ به كشور ديگر رفتم تا
حق انتخاب به بچه‌هايم بدهم. سال‌ها گذشت و آنها بزرگ شدند وقتي آنها دانشگاه
رفتند متوجه شدم كه ديگر به من احتياجي ندارند به همين جهت سال ٦٩ به ايران
برگشتم.

همين شد كه بين دو فيلم «سايه‌هاي بلند
باد»و «بوي كافور عطر ياس» ٢٠ سال فاصله افتاد.

همينطور است. من هر چيزي دارم از ايران
است. اينكه من با اليور استون يا مارتين اسكورسيزي همكاري كردم به آن كمپاني مربوط
بود كه آنجا مسووليت بالايي داشتم. شركت، سرمايه‌گذار فيلم‌هايي بود و من به ناچار
درگير توليداتي مي‌شدم كه مارتين اسكورسيزي و اليور استون هم بودند. اما اين باعث
نمي‌شد كه من مملكت خودم را فراموش كنم.

بهمن فرمان آرا:زندگی فروغ فرخزاد را به تصویر می کشم|با سیستم قهر نکنید|دولت حاكمه دست و بالش بسته است!

اليور استون كه به ايران آمد با او
ديدار داشتيد؟

وقتي اليور استون ايران آمد اتفاقا
خيلي از ديدنش تعجب نكردم در حالي كه همه محو او شده بودند من بيش از ١٠ دقيقه تاب
ديدنش را نداشتم، چون مي‌دانم آدم ننر عرقه امريكايي است. اما حرف من اين است كه
مملكت ما از نظر فرهنگي به كسي چيزي بدهكار نيست. ممكن است اعمال و رفتارهايي از
جانب دولت‌هايي ببينم كه مورد موافقت من نباشد. در دوره دوم رياست احمدي‌نژاد گفتم
كار نمي‌كنم و كار هم نكردم اما خانه هم ننشستم، زانوي غم بغل نكردم. به شمقدري و
گروهش فيلمنامه ندادم. اما دو فيلم مستند ساختم، نمايشنامه نوشتم، كتاب فيلمسازي
سيدني لومت را ترجمه كردم، اما فيلمنامه به مديران شمقدري ندادم.

الان شرايط كار و زندگي نسبت به آن
روزها بهتر است؟

معتقدم كشور به لحاظ اقتصادي به‌شدت
تحت فشار است. اينكه هي فرياد مي‌زنند قيمت دلار قيمت دلار… اصلا دلار وجود
ندارد. يادم مي‌آيد قبل از انقلاب موقعي نفت از سه دلار به سي‌وسه دلار رسيده بود.
به باجه بانك ملي مي‌رفتيم و از آنها مي‌خواستيم مقدار ريالي من را به مملكت ديگر
بفرست، جلوي چشم ما انجام مي‌دادند و آنها هم موافق بودند تا بابت تورم، پول‌هاي‌مان
در ايران خرج نشود. همان زمان بود از هويدا پرسيده شد در سيزده سال نخست‌وزيري چه
كرديد؟ گفت موقعي كه من نخست‌وزير شدم كبريت يك قران بود و الان هم بعد از سيزده
سال كبريت يك قران است. اما الان اين ادعاي هويدا را كسي نمي‌تواند داشته باشد؛
چون به محض اينكه يك تكان مي‌خوريم پانزده هزار تومان روي پول گوشت مي‌رود. اما از
جهت ديگر مي‌بينيم ما همه با هم هستيم. اگر وضعم بهتر است كه خدا پدرم را بيامرزد
دليل نمي‌شود درك نكنم جواني را كه حقوقش به وسط ماه نمي‌رسد، جواني كه ١٢ ساعت
كار مي‌كند و نمي‌تواند خانه بخرد. كدام جوان با حقوقي كه الان مي‌گيرد مي‌تواند
آپارتمان پنجاه متري بخرد؟ اين روزها همه جوان‌ها برگشتند منزل پدر و مادر كه فكر
كرايه خانه را نداشته باشند.

رقم‌هاي دلار را كه اين روزها مي‌بينم
فكر مي‌كنم در خواب هستم. هر آن منتظرم بيدار شوم.

اين خواب نيست، كابوس است. واقعيتش را
بخواهيد شرايط مملكت به‌شدت حساس است و دولت حاكمه دست و بالش هم بسته است. لزومي
ندارد من توضيح بدهم. يك ساختاري است كه شما رييس‌جمهور هستيد اما خيلي چيزها دست
شما نيست. از بين هشتاد ميليون جمعيت ايران، شصت و پنج درصد مردم كشور زير سي و
پنج است. دقيقا مثل اين مي‌ماند كه روي بمب ساعتي نشسته‌اي و صداي تيك‌تيك بمب را
مي‌شنوي اما مي‌گويي اميدوارم منفجر نشود، مگر مي‌شود منفجر نشود؟ مگر اينكه بمب
خراب باشد.

از رايي كه به آقاي روحاني داده‌ايد
پشيمانيد؟

من از اينكه راي دادم ناراحت نيستم
بارها هم گفتم. موقعي كه با نوه‌ام رفتم صف ايستادم و راي دادم كاملا عاقل و بالغ
بودم؛ هيچ دولتي نمي‌خواهد مردمش از او ناراضي باشد چون مي‌خواهد حكومت كند. من
دانسته به آقاي روحاني راي دادم و الان هم كه پاي راي خودم ايستادم، دانسته
ايستادم. اجازه بدهيد در مورد شخص آقاي روحاني مثال ساده‌اي بزنم. مثل اين مي‌ماند
كه در رينگ بوكس مي‌خواهي با يك نفر مسابقه بدهي؛ قبل از مسابقه دست تو را از پشت
ببندند و بگويند تو يك دستي و آنها دو دستي بايد با هم مسابقه بدهيد. خب معلوم است
كه شكست مي‌خوري، وقتي مي‌بينم الان آقاي اردوغان براي ما ژست مي‌گيرد و حاكم مطلق
شده؛ من تنم مي‌لرزد.

چطور؟

براي اينكه دوبي روزي تل خاك بود، حالا
به ما فخر مي‌فروشد. بايد به او گفت كه تو صد وپنجاه هزار نفر جمعيت داري، ما
هشتاد ميليون. تو جواب صدو پنجاه هزار نفر را مي‌دهي، تمام جزاير امارات عربي با
چنين جمعيت‌هايي ثروت‌هاي بيكران به دست آورده‌اند. حالا ما دست و بال‌مان بسته
است.

فيلم «دلم مي‌خواد»به خوبي راوي چنين
مشكلاتي است اما راهكار چرا ارايه نمي‌دهد؟

من نسخه براي كسي نمي‌پيچم، مبصر ملت
كه نيستم. نوع زندگي‌اي كه دارم اين است كه اگر هنوز صبح‌ها بلند مي‌شوم كار مي‌كنم
به جوان‌ها مشاوره مي‌دهم. به خاطر اين است كه اگر هفتادوهفت سالم است نبايد دراز
بكشم منتظر عزراييل باشم. به نظرم هر كسي براي خودش بايد راهكار و راحتي پيدا كند
و نقطه‌اي كه دلش آرام باشد را پيدا كند؛ بچه كه بوديم تلويزيون و راديو به اين
شكل امروز نداشتيم، كتاب مي‌خواندم، از ده سالگي ديگر هديه غير از كتاب قبول نمي‌كردم
عاشق اين بودم كه بدانم دنيا چگونه است كتاب‌هاي بالزاك را مي‌خواندم آن دريچه ما
به جهان بود. الان ديگر همه، همه‌چيز را گوگل مي‌كنند. بالاخره اسم كسي را در گوگل
مي‌زني شناسنامه‌اي بيرون مي‌آيد. اما هرچه هست من مملكتم را دوست دارم هيچ جايي
نمي‌روم همين جا دلم مي‌خواهد زندگي كنم. نه شغل خارجي، نه درس خارجي، حتي فيلم
ساختن در خارج براي من جالب نيست.

اين به معناي خرده‌گيري به همكاراني كه
در خارج از كشور فيلم مي‌سازند، نيست؟

به هيچ عنوان. هم فرهادي و هم بيضايي
از دوستان من هستند. اما من مي‌گويم مبصر مردم نيستم چيزي كه مي‌گويم از طرف خودم
مي‌گويم؛ علاقه من اين است كه يكسري كارها را بكنم. براي بچه‌هاي ايراني درس بدهم.
خرده گرفتن نيست. هركدام از ما تصميم مي‌گيريم راجع به زندگي‌مان تصميم بگيريم.
دوست ندارم خارج از ايران باشم اما راجع به ايران فيلم بسازم. اين مثل اين مي‌ماند
كه كنار گود بشيني و بگويي لنگش كن اين را نمي‌پسندم ودر كتم نمي‌رود. اما اصغر از
فيلمسازان بااستعداد سينماي ايران است.

به اين نكته بايد توجه كرد كه شرايط
حرفه‌اي فيلمسازي در هر كشوري براي هر كارگرداني پيش بيايد.

بله. تنها موردي كه ممكن است در وضعيت
موجود جاي ديگر زندگي كنم به خاطر خانمم است او سر بچه اول ما قلبش اشكال پيدا
كرد. در اين پنجاه سال سه دفعه تا به حال قلبش عمل شده باز بايد قلبش عمل شود.
مثلا اگر قرار باشد به خاطر قلبش از كانادا جايي نرود من هم پيشش مي‌مانم.ضمن
اينكه سال‌هاست مي‌خواهم راجع به فروغ فرخزاد فيلم بسازم مجبورم به جاي ديگر بروم
بايد در فضاي مشابه مملكت ما فيلم روايت شود آن هم به خاطر باورپذيري فضا چون در
زماني كه او زندگي و فوت كرده حجاب نبوده و ما بايد واقعيت را ترسيم كنيم.

قرار بود فيلمي در آلمان بسازيد.

مي‌خواستم فيلمي در برلين بسازم. ولي
باز آن فيلم هم وصل بوده به مملكت ما. زن جواني كه در سفارت كار مي‌كند بار فيلم
با اوست. به دنبال شوهرش به آلمان مي‌رود اما وقتي پشت در خانه مي‌رسد پيرزني به
او مي‌گويد شوهرت را ديشب كشتند؛ فيلم ماجراي اين زن است كه براي تشكيل خانواده در
اجتماعي كه نمي‌شناسد، ادامه پيدا مي‌كند.

چرا ساخته نشد؟

ما بارها رفتيم آلمان و هفتادوپنج درصد
بودجه تامين شد؛ اما مساله به وضعيت داخل مملكت ربط پيدا مي‌كرد اسم فيلم «سفر به
تاريكي» بود بعدها به اين اسم سريال ساخته شد. به طور كل من دنبالش نيستم به
تاجيكستان بروم فيلم بسازم به صرف اينكه خارج از ايران باشد. ولي موقعي كه اصغر مي‌نويسد
هنرپيشه‌هاي بزرگ خارجي همكاري را قبول مي‌كنند و با موفقيت كار را انجام مي‌دهد
از اين بيشتر نمي‌توانم خوشحال شوم هم دوستم است و هم تا جايي كه مي‌توانم كمك مي
كنم.

آخر فيلم مهناز افشار ديالوگي دارد با
اين مضمون كه بچه‌ها مهم هستند.

بله، براي اينكه بچه‌ها واقعا مهم
هستند يك نوه دارم ١٦ سال و نوه ديگرم ١٦ ماهه است. هر موقعي كه به نوه كوچك خودم
نگاه مي‌كنم اولين فكرم اين است كه خدايا « آيريس» بيست سالش شده اين در چه جوي
زندگي مي‌كند بعد فكر مي‌كنم به احتمال ٩٩ درصد من زنده نيستم. اما دغدغه‌ام هميشه
بچه‌ها هستند.

با اين وجود معتقدم نسل بعدي نسل شاد‌تري
است. براي اينكه مملكت زيباتر و بي‌خطر‌تري خواهند داشت. نسلي در راه است كه همه
خوشحال به دنيا مي‌آيند.

در همه فيلم‌هاي‌تان گريزي به مرگ مي‌زنيد.

توجه به مرگ باعث مي‌شود به زندگي
بيشتر توجه كنيم وقتي مي‌دانيم در انتها قرار است به كجا برويم؛ پس تا وقت داريم
خوب زندگي كنيم.

آقاي كيانيان با توجه به سن وسالي كه
دارد يكي از بهترين بازي‌هاي خود را ارايه داده. حركات موزون و هماهنگ را به خوبي
انجام مي‌داد. سواي از متفاوت بودن بازي ايشان.

كلاس رقص رفت؛ خانم عاطفه تهراني طراح
رقص بود رضا پيش او تمرين مي‌كرد. رضا آرتيست درجه يكي است اداي هر چيزي را مي‌تواند
دربياورد.

با توجه به شرايط سني او ايفاي چنين
نقشي برايش سخت نبود؟

رضا فقط ١٠ سال از من كوچك‌تر است. او
جوان است (مي‌خندد) شصت‌وهفت سال دارد. اما از نظر من رضا بهترين بازيگر است.
تجربه خيلي خوبي با او دارم. رضا كيانيان بازيگر جويايي است. خودش سر «يه بوس
كوچولو» عكس ساموئل بكت آورد و به ما پيشنهاداتي داد او با توشه شخصي مي‌آيد سر
فيلم. راجع به نقش كاملا فكر مي‌كند و ما با هم ساعت‌ها حرف مي‌زنيم. آدم
بااستعدادي است در زمينه بازيگري از خودش مايه مي‌گذارد بازي‌اش خيلي خوب است چون
متفاوت است خوب است يه مقداري زيادي به خودش مربوط مي‌شود.

اينكه چنين بازي‌هايي در جشنواره مورد
قضاوت قرار نمي‌گيرد سوال مهمي را در ذهن به وجود مي‌آورد.

جايزه جشنواره‌ها اكثرا سياسي است به
خصوص مال ما. جالب است كارگردان‌ها وقتي جايزه نمي‌گيرند قهر مي‌كنند. و جالب تر اينكه
جايزه هم مي‌گيرند، قهر مي‌كنند. من بها نمي‌دهم.

يعني به جايزه نبايد بها داد؟

جايزه من مردم هستند؛ مردم هستند كه
مخاطبان فيلم‌هاي ما هستند. با علاقه به سمت ما مي‌آيند تا با ما عكس بگيرند؛ همين
خودش جايزه است.

همين شد كه سيمرغ‌هاي‌تان را پس
فرستاديد يا اينكه جنبه دلخوري داشت؟

وقتي سازمان سينمايي در خانه سينما را
مي‌بندد جايزه هم بخورد تو سرش.

آخر سيمرغ شما ربطي به دوره مديريت
شمقدري نداشت ؟

بالاخره يك جور بايد عكس‌العمل نشان
داد. من كه چريك نيستم، فحاشي هم بلد نيستم. در خانه سينما را بستين پس جايزه شما را
هم نخواستيم.

به نظر مي‌رسد طي چند سال اخير كمي
ريتم و دور فعاليت‌تان تندتر شده؛ موافقيد؟

براي اينكه احساس مي‌كنم وقتم كمتر
شده.

از چه جهت؟

وقتي ٧٧ ساله هستيد آينده كوتاهي در
مقابلت مي‌بيني.

اما از آينده كسي خبر ندارد.

در هر صورت ممكن است پس فردا اتفاق
بيفتد من كه نمي‌دانم. به همين جهت ريتم كارم را تندتر مي‌كنم. ظرف چند روز آينده
براي ساخت فيلم بعدي اقدام خواهم كرد.

به لحاظ كيفي فيلم بهمن فرمان‌آرا نمره
قابل قبول‌تري از فيلم‌هاي در حال نمايش روي پرده مي‌گيرد. فيلم‌هايي كه اين روزها
نمايش داده مي‌شوند همه داستان‌ها شبيه به هم بدون دغدغه.

فيلمسازي آنقدر مشكل است كه جوان‌هايي
كه وارد كار مي‌شوند آن قدرت موقعيتي ندارند فقط مي‌خواهند وارد شوند و كار كنند.
مثلا بلند مي‌شوند برزيل بروند تا زن بي‌حجاب نشان دهند. مي‌روند تايلند تا
بتوانند با چيزي شوخي كنند. هر كس براي خودش راهي پيدا مي‌كند. اما صحبت من اين
است كه وقتي داستان فيلمت را به دو نفر نمي‌تواني بفروشي مردم را هم نمي‌تواني به
سينما بكشاني، قيمت ساخت فيلم‌ها شده يك ميليارد و نيم. در حال حاضر چهار ميليارد
هزينه ساخت فيلم اول كارگرداني است كه من مشاورش هستم.

چه پيشنهادي به جوانان داريد؟

اينكه با سيستم قهر نكنيد. چون سيستم
برايش مطرح نيست. حميد سمندريان ١٠ سال قهر كرد كارگردان بزرگ تئاتركسي ١٠ سال در
خانه‌اش را نزد.

شما جوان‌ها كه عددي نيستيد بخواهيد
قهر كنيد. راه‌حل براي تمام معضلات و مشكلات اين است كه كار كنيد. بگذاريم جوان‌ها
كار كنند تا پر وبال بگيرند از ميان‌شان فرهادي، درميشيان، اميرمحسن يوسفي بيرون
مي‌آيد و فيلمسازان خوب كشف مي‌شوند.

فيلمسازي براي من فرصت مكالمه با مردم
است. اما محتاطانه قدم هايم را بر مي‌دارم، اينكه چه مي‌خواهم بسازم؛ براي چه مي‌خواهم
بسازم. خصوصا اين روزها كه بحث سرمايه‌گذار هم مطرح است.

اينكه من با اليور استون يا مارتين
اسكورسيزي همكاري كردم به آن كمپاني مربوط بود كه آنجا مسووليت بالايي داشتم.
شركت، سرمايه‌گذار فيلم‌هايي بود و من به ناچار درگير توليداتي مي‌شدم كه مارتين
اسكورسيزي و اليور استون هم بودند.

براي بعضي‌ها فيلم ساختن و عمل
فيلمسازي خيلي مهم است، تا انديشه پس فيلم. صراحتا بگويم اين يك سقوط است؛ به اين
معني كه تو به نقشه فكر نمي‌كني، فقط رنگ‌ها را كنار هم مي‌ريزي كه صرفا نقاشي
كشيده باشي.

عده‌اي، خوشحالي مقطعي كه براي ما به
وجود مي‌آيد در آن دخالت مي‌كنند مثلا اگر عروسي يا مهماني برگزار مي‌كنيم به
خودشان اجازه مي‌دهند براي‌مان مزاحمت ايجاد كنند
.

گفت و گو از: تینا جلالی 

وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات گفت: از وزیران مختلف انتظار می‌رود لیست ارزبگیران مجموعه خود را منتشر کنند.

وی اچ ام موزیک-  به گزارش ایسنا، محمدجواد آذری‌جهرمی امروز در جمع خبرنگاران در فرودگاه پیام کرج اظهار کرد: برای شناسایی ارزبگیران، هم بازرسی کل کشور و هم سازمان تعزیرات وارد عمل شده‌اند.

وی ادامه داد: تجربه نشان داده مردم در هر زمان که کشور در حوزه‌های اقتصادی و بین‌المللی دچار مشکل شده، صبوری به خرج داده و تحمل کرده‌اند.

وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات افزود: مردم با مشکلات همه‌جوره کنار می‌آیند ولی نمی‌توانند فساد را تحمل کنند.

وی با اشاره به اینکه برخی برای انتشار لیست ارزبگیران بهانه‌هایی می‌آورند که به هیچ وجه قابل قبول نیست، ابراز کرد: این روند باید یک بار برای همیشه به اتمام برسد و شفاف‌سازی‌های لازم انجام شود چون این شفاف‌سازی‌ها به رشد اقتصادی کشور کمک می‌کند.

آذری جهرمی اظهار کرد: از همکاران خود انتظار می‌رود به‌جای دستگاه قضا نسبت به انتشار لیست ارزبگیران در وزارتخانه متبوع خود اقدام کنند.

وزیر ارتباطات در بخش دیگری از صحبت‌های خود به مشکلات مسافربری شدن فرودگاه پیام اشاره کرد و گفت: نامناسب بودن مسیر دسترسی و همچنین تجمع زباله در اطراف این فرودگاه مشکلات عمده برای مسافربری شدن این فرودگاه است.

او اضافه کرد: اگر پیگیری‌های لازم برای حل مشکلات این فرودگاه با همین روند ادامه داشته باشد؛ در هفته دولت شاهد اولین پرواز بین المللی از این فرودگاه به نجف اشرف خواهیم بود.

 محمدجواد آذری جهرمی همچنین در پیامی در صفحه شخصی‌اش در توییتر اظهار کرده است: “با ایمان قلبی که بر پایه عقل خدادادی است، می‌گویم فساد، موریانه و عامل بی‌ثباتی اقتصاد کشور است. بخش خصوصی پاکدست از انتشار لیست ارزبگیران حمایت کرده وخواهد کرد؛ باید به جنگ اقتصاد رانتی رفت.”

اپلیکیشن وی اچ ام موزیک

اپلیکیشن وی اچ ام موزیک

این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید • آپ موزیک به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود ریمیکس نگاه خاص از علیرضا پویا

آهنگ شنیدنی علیرضا پویا بنام نگاه خاص برای شما عزیزان ریمیکس شده و ریتمیک قرار گرفته

Exclusive Remix : Alireza Pouya / Negah Khas With Text And Direct Links In UpMusic

poyaa دانلود ریمیکس نگاه خاص از علیرضا پویا

متن موزیک نگاه خاص

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

عادتشه بیاد دِلبری کُنه بره رد کارش

♩♬♫♪
میدونه که دِلم عاشق دلش وصل به حالش

♩♬♫♪
می‌لرزه دل هر کسی که رد میشه از کنارش

♩♬♫♪
نمیدونم اگه نباشه دلُ میکُنم چیکارش

♩♬♫♪
دلم واسه دلش پر میزنه گیر نفساشه

♩♬♫♪
میخوام بمونه عاشق دلم همیشگی باشه

♩♬♫♪
می‌دونه دلم جوره با دلش همجوره پاشه

♩♬♫♪
زندگی من وصل صدای خنده هاشه

♩♬♫♪
میمیره دلم واسه تو واسه اون نگاه خاص تو

♩♬♫♪
همون میشم که تو دوست داری

♩♬♫♪
واسه دله حساسه تو

♩♬♫♪
عشق من تویی رابطه

♩♬♫♪
حسم به دلت ثابته

♩♬♫♪
گفته بودم که مال همیم از روز اول یادته ( یکبار تکرار )

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

ریمیکس نگاه خاص از علیرضا پویا

این موزیک اثری ماندگار از علیرضا پویا می‎باشد ، به زودی آهنگ های بیشتر و جدید علیرضا منتشر می‌شود…

دانلود ریمیکس نگاه خاص از علیرضا پویا

به گزارش وی اچ ام موزیک،فرشته طائرپور، تهیه‌کننده فیلم موزیکال «خاله قورباغه»
در نامه‌ای سرگشاده نسبت به برخورد صدا و سیما با تبلیغ آثار سینمایی اعتراض کرد.

به گزارش روابط عمومی فیلم «خاله قورباغه»، در حالی‌که
این فیلم كودك ۴روز است در سینماهای کشور اکران شده، اما تاکنون هیچ تبلیغی –حتی چند
ثانیه‌ای- از تلویزیون و رسانه ملی نداشته است.

از همین رو فرشته‌ طائرپور تهیه‌کننده و نویسنده
این اثر سینمایی در نامه‌ای سرگشاده اعتراض خود را به اين وضعيت اعلام کرده و از ریاست
سازمان خواسته كه در سال حمایت از تولیدکنندگان ایرانی، تمام آثار سينمایی بخصوص فيلم‌های
کودک را مشمول نگاه حمايتی آن رسانه ملی قرار دهد.

طائرپور در نامه سرگشاده خود نوشته است:

«جناب آقای دكتر علی عسکری،

ریاست محترم سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

با سلام و احترام. اگرچه چند سالیست که نگارش نامه‌های
سرگشاده و سربسته به مدیریت‌های مختلف آن سازمان برای اعتراض به رفتارهای غیرقانونی
در پخش فیلم‌های سینمایی و يا رعايت حقوقشان در تبليغات، راه به جایی نبرده است، اما
از آنجا که در شرایط فعلی، هرگونه تبلیغات تلویزیونی در کشور صرفا در انحصار آن سازمان
است، حق طبیعی خود می‌دانم که بعنوان يك تهيه كننده فيلم‌های كودكان كه منطقا توليداتشان
تعارضی با خط قرمزهای نظام ندارد، مطلب زیر را با شما مطرح سازم.

همه ما تهیه‌کنندگان فیلم‌های سینمایی برای کودکان
و نوجوانان، چه آنهایی که فقط یکسال از عمر حرفه‌ای‌شان می‌گذرد و چه امثال من که نشانه‌های
چهل سال فعالیت مستمر در این حوزه را در سپیدی مویشان دارند، از اینکه رسانه شما مجدانه
و مشتاقانه در ترغیب خانواده‌ها و کودکان به تماشای فیلمي در سالن‌های سینما بکوشد،
خوشحال و دلگرم می‌شویم.

برای نمونه به حمایت تاثیرگذار شبکه‌های مختلف رسانه
شما از اکران فیلم «فیلشاه» اشاره می‌کنم که خوشبختانه هنوز در سیزدهمین هفته اکرانش،
از پخش آنونس‌های ٢دقیقه‌ای از شبکه‌های کودک پويا و نهال بهره می‌برد؛ و اگر اشتباه
نکنم تاکنون نزدیک به دوهزار نوبت پخش انواع آگهی از شبکه‌های مختلف داشته است.

با ادای احترام قلبی به سازندگان انیمیشن «فیلشاه»
و تبریک به مناسبت توانمندی‌شان در کسب نوبت اکران عید امسال و جذب حمایت‌های نامحدود
آن رسانه ملی و… حق خود می‌دانم که از شما سوال کنم با چه شرایطی ممکن‌است از اکران
دیگر فیلم‌های کودکان-از جمله فیلم عروسكي موزيكال “خاله قورباغه”- نیز چنین
سخاوتمندانه حمایت کنید؟؟؟

مایلم توضیح دهم که فیلم مفرح و آموزنده «خاله قورباغه»
حاصل ٣سال تلاش عاشقانه و شبانروزی حدود ۶۰ نفر از بهترین عوامل متخصص سینمای ملی ایران
است که همه هزینه آن توسط بخش خصوصی تامین شده و برخلاف شایعات هدفمند، جز دو وام سینمایی
(یکی با بهره و دومی بدون بهره) از هیچ نهاد، بانک، ارگان یا اسپانسری کوچکترین وجهی
دریافت نکرده است. تمام تلاش خودرا بعنوان تهیه‌کننده به كار بردم تا این فیلم بخاطر
تناسب حال و هوایش، در جدول نوروز ۹۷ که تنها یک سهمیه برای فیلم‌های کودکان داشت اکران
شود؛ اما نشد و بماند که چرا.

اکنون فیلم «خاله قورباغه» از ۶تیرماه، در ایامی
که به استناد گزارش‌ها و تحلیل‌های رسانه خود شما، به خاطر شرایط اقتصادی و تنش‌های
سیاسی، ایام سازگار و مطلوبی به حساب نمی‌آید، اکران شده است، بی‌آنکه حتی یک تیزر
۲۴ ثانیه‌ای (که سقف زمان تیزر برای فیلم‌های توليدی امثال ماست) از شبكه‌های شما برايش پخش شده باشد. (ناگفته نگذارم
که مصاحبه اخیر شبکه آی‌فیلم با سه تن از عوامل فیلم، از دایره این گلایه خارج است).

جناب علی عسکری، می‌دانم که درخواست من برای تبلیغات
فیلمم، روز سه شنبه ٥تيرماه در شورای شما مطرح شده و نامه تند و تلخی که به شورای مربوطه‌تان
نوشته بودم هم اسباب رنجش اعضای شورا را فراهم ساخته؛ و می‌دانم که شورای شما حق دارد
همین تاریخ را بعنوان دلیل تاخیر در پخش تیزری که در تاریخ ٣٠ خرداد به امور بازرگانی
شما تحویل شده اقامه کند؛ اما از سوی دیگر هم می‌دانم که اگر سازمان شما اراده حمایت
از تبلیغ فيلمی را داشته باشد، قادر است فراتر از زمان و شورا و ضوابط مرسوم، قبل و
حين اكران، برايش سنگ تمام بگذارد.

خلاصه مطلب اینکه، ما یک فیلم خوب ايرانی برای کودکان
ایرانی ساخته‌ایم، هیچ امکان تبلیغی هم جز رسانه شما نداریم (مگر رسانه‌های خارج از
کشور که گاهی بدون قرارداد با ما و یا دریافت وجهی، فیلم‌های مارا رأسا تبلیغ می کنند
و بسیار هم تاثیرگذار هستند)، اگر باور دارید که برای تفریح و رضایت کودکان ايراني
باید قدمی برداشت و برای ٢ساعت هم که شده آنها را از شنیدن بحث‌های تکراری سیاسی و
اقتصادی نجات داد و از دلهره‌هایشان کاست و بر نشاطشان افزود، همان رفتاری را با فیلم
ما بکنید که با فیلم‌های «به وقت شام» و «فیلشاه» در نوروز امسال کردید.

نامه سرگشاده فرشته طائرپور به رئیس صدا و سیما درباره تبلیغات فیلم‌های سینمایی

اجازه دهید نامه‌ام را با یک حکایت کوتاه تمام کنم.
حکایتی که چند سال پیش از پسرم شنیدم و تلخای آن هربار که با نابرابری و بی عدالتی
مواجه می‌شوم در جانم زنده می‌شود.

«روزی پسر فقیری صورتش را به شیشه رستورانی
چسبانده و به پسری همسن و سال خودش که همراه با خانواده آنسوی شیشه پشت میزی مشغول
خوردن چلوکباب بودند نگاه می‌کرد. غذای خانواده به نیمه نرسیده بود که پسرک این سوی
شیشه، شروع کرد با دست به شیشه ضربه زدن تا جایی که پسرک آنسوی شیشه متوجهش بشود و
حرفش را بشنود. پسرک اینسوی شیشه داشت به پسرک آنسوی شیشه می‌گفت: “برادر پیاز
هم بخور!”»

جناب علی عسکری می خواهید ما را تا کجا پشت شیشه
رسانه‌تان به نظاره بهره مندی برادرانمان، منتظر بگذارید؟

فرشته طائرپور

نویسنده و تهیه کننده»

مسئولان فیفا اعلام کردند که هیچ دوپینگ مثبتی در جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه ثبت نشده است

وی اچ ام موزیک-  به‌ گزارش ‌ایسنا ‌و ‌به نقل از تاس، مسئولان ضد دوپینگ فدراسیون جهانی فوتبال اعلام کردند که هیچ دوپینگ مثبت و عمل خلاف قوانین ضد دوپینگ در بازی‌های جام جهانی امسال ثبت نشده است.

یکی از مسئولان ضد دوپینگ فیفا در این باره، اظهار کرد: ما بیش از دو هزار و ۷۰۰ تست برای این بازی‌ها گرفتیم. هر کدام از بازیکنانی که در جام جهانی حضور دارند حداقل یک بار تست داده‌اند. ما در هر بازی حداقل از چهار بازیکن تست گرفته‌ایم. همه نمونه ها برای وادا فرستاده شده است و هیچ نمونه دوپینگی ثبت نشده است.

هفته‌ گذشته فیفا در بیانیه‌ای اعلام کرد که اتهامات مربوط به دوپینگ به بازیکنان تیم‌ ‌ملی روسیه را بررسی کرده است و هیچ نمونه مثبتی مشاهده نشده است.

فیفا همچنین اعلام کرده است که این نتایج از سوی وادا نیز تایید شده اند. این اولین بار است که روسیه میزبان جام جهانی شده است. یازده شهر روسیه میزبان مسابقات جام جهانی امسال بودند و ۳۲ تیم فوتبال از کشورهای مختلف در این مسابقات شرکت کردند.

اپلیکیشن وی اچ ام موزیک

اپلیکیشن وی اچ ام موزیک

برچسب ها

تمامی حقوق مطالب برای وی اچ ام موزیک | دانلود آهنگ های جدید و شاد محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.